.
به دنبال نشانه هایت آمدم
نیافتم
.
.
عزیزترینم را فراموش کردم، تا تو یاد آوری مرا....
چشم از همه زیبایی ها بستم، تا تو را ببینم....
لب به مستی نیالودم، تا تو مستم کنی ...
خدایا :
مستم کن
...........که به دنبال نشانه هایت میروم.
سلااااااااام...خوبی پدرجان...؟
تو هم پیدا میشی انشاالله...
گل گل گل...
سلام. اگر عاشق کسی شدی بدان حق همیشه با اوست حتی حق اینکه تو را دوست نداشته باشد...رومن رولان- از کتاب جان شیفته
ممنون ، زیبا بود.
سلام..آدم از گل اوردن خسته میشه...؟؟
خوبه حالا گلایی که من میذارم و پس میارین...:دی
گل گل گل گل گل گل گل گل....
شما که گلید ،
دست خالی هم که بیاید ........
بوی یه عالمه گل رو حس میکنم
باید بگردیم ، توی فرصت کمی که داریم
زندگی کوتاهِ
باید بگرید دنبال نشانه ها..
سلااااااااااااااام....
همین الان الان حالم خیلی خوبه....از کسی هم دلخور نیستم
گل گل گل گل ....بابا هزار بار گفتم گل بخر نمیخری دیگه....
اینا چه باحالن..مثلا من اینم
یا این





شایدم اینم
فرشته هم نداره که بگیم لااقل اونم...
گل گل گل گل گل گل گل گل گل گل...اینقد گل میذارم تا بلاگ اسکای یه فکری بکنه...
دستت درد نکنه ما که زورمون نرسید
شاید آخرش بخاطر این گل ها مجبور شم خونمو عوض کنم
قششننگ بوود
سلام فرزاد جان خوش اومدید
چه قد دیر به دیر آپ میکنی...
مشترک مورد نظر وقت کم می آورد
نگاهت
تخم ِ کبوتر را می ماند
برای زبان بسته
دلم !
سلام دوست عزیزم لحظات خوبی تو وبت داشتم
منتظر حضوره گرمتم
سلام
چقدر قشنگ بود .
بعضی چیزا رو نمیشه توصیف کرد، مثل همین متن کوتاه
ممنون از حضورتون
باران همچنان باران است و بارانی
اگر "تویی" به قلمش اضافت شد
تنها فضل و نعمت پروردگارش بود ...
و اکنون باران از شکر این نعمت الهی اش زبانش قاصر است
" تویی "که وجودش
خدای باران را برای "باران" تداعی می کند
تویی که در جاده ی عشق همسفرت است تا با هم، پا به پای هم، دوشادوش هم به سرا پرده ی ملکوت برسید.
تویی که " لله" سخن می گوید، " لله "می نویسد، "لله" محبت می کند و "لله" عشق می ورزد.
" توی " من به من " قربة الی الله " زندگی کردن را آموخت.
" قربة الی الله " تو نوشته هات کم شده
فقط همینو میخواستم بگم
حق با تو بود به نشانه ها دقت کن
سلام
ممنون
و خدا میگوید:
من همینجایم در وجود عزیزترینت
در وجود همه زیباییها
و برای دیدنم نیاز به مستی نیست
بگشای چشم درونت تا باز بینی مرا
و نرنجان از خود عزیزت را که مرا می آزاری
و ببین زیباییها را تا بیابی نشانه هایم را
من همینجایم
در وجودت
باز کن چشم دلت را، باز کن!
نگرش قشنگی داری
اما ...
گاهی اوقات باید تو شرایط خاصی باشی ..
تا بفهمی..
حس میکنم عمرم داره تلف میشه و من نفهمیدم چرا اومدم
و تا کجا میتونم اوج بگیرم...
بگذریم
سلام..مگه من نوشتن بلدم..؟من هرچی که میاد تو ذهنم و هر چی تو احاسمه بیان میکنم...لازم نیست نویسنده باشی تا بتونی خوب بنویسی...لازمه اش احساساته...


جمله ام و باید با آب طلا نوشت
و احساسم کمی کشته شده ، برای همین نوشتن بلد نیستم
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده
فکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده...
سلام عزیزم خوبی؟ بعد از مدتها آپ کردم. منتظر حضورت توی کوچه پس کوچه های
قلبم هستم
سلام
حتمن خدمت میرسم
امیدوارم تو کوچه پس کوچه ها گم نشم
قدیما پایین نظرا جواب میدادی چرا دیگه ج نمیدی..؟
فک کنم دقیقن زمانی که داشتم جوابا رو مینوشتم این مطلب رو نوشتی
جواب ندادن رو بی ادبی میدونم
سعی میکنم حتمن جواب بدم
ولی گاهی سرم خیلی شلوغ میشه
ببخشید بخاطر تاخیر
چه جالب...
منم همینطور....
آهان بله.............
راستی احساست نمرده...وگرنه هیچ وقت به این قشنگی نمینوشتی....
لازم نیست خونتون و عوض کنین من دیگه عادت کردم
موفق باشی..[گل]
خیالم راحت شدکه دیگه برای گل ناراحت نیستی
خونمو عوض نمیکنم
مرسی