آلزایمر

نمیدانم ، فراموش کرده ام ، یا فراموش شده ام

آلزایمر

نمیدانم ، فراموش کرده ام ، یا فراموش شده ام

دوستت دارم

       دوست دارم بروم تا انتهای دنیا


          آنجا که هیچ کس نیست


و دوستی بیابم        و هیچ نگوییم



وبا چشم هایش بگوید....


و در چشمهایش بخوانم.... 




و هیچ گاه نگوییم:            "دوستت دارم"

نظرات 1 + ارسال نظر
باران شنبه 27 اسفند 1390 ساعت 23:44

یک نگاهش به من آموخت که در حرف زدن چشمها بیشتر از حنجره ها می فهمند...

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند
معنی کور شدن را گره ها می فهمند

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد